درباره وبلاگ
فهرست اصلی
دوستان
مریم پاییزی(مریم)
عاشق بی معشوق(مسیح)
پرسش مهر(مینو)
عدالت(مهدیه)
یک دوست(مهدی)
آسمان تشنه(مهناز ومریم)
عاشق شدن یعنی زندگی دوباره(سهراب)
مهر ومهر ورزی (نیلوفر)
دهکده ی غم(سعید جردن)
كلبه ي عشق(شادي)
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY


نوشته شده توسط مینو ومهدی در جمعه یکم تیر 1386 ساعت 7:58 موضوع | لینک ثابت
هر جا قلبي مي تپد يا هر جا نوايي شنيده مي شود
چه زير سنگ باشد چه بر فراغ طاق آسمان
چشمها بي اراده رو به سوي تو گردش مي شود
هر جا گل نرگسي مي رويد و هر جا كه رود خشكي جريان مي يابد
چه رود كارون باشد چه رود ارس ... دستها به سوي تو دراز مي شود
هر جا خلوت عاشقانه اي جان مي گيرد يا هر جا زمزمه اي از سر گرفته مي شود ؛ چه بي دليل باشد چه در يادها نوشته شده باشد .... نام تو را همه گويند.هر جا پشت سايه ديوانه اي كمين مي گيرد يا هر جا آفتابي سوزان بارش مي گيرد . چه روزها زمان برد چه شبها شمارش شود . ياد تو زنده نگه مي دارد ما را . هر جا سبزكي جوانه مي زند و هر جا برگي خشكيده مي شود و مي لرزد .چه در دوره نغمه خواني بهاران باشد چه در دوره افتادگي برگ ريزان سخت باشد . لطف تو شامل حال ما مي شود .تا تو نگويي من نمي گريم . تا تو نخواهي من نمي خوابم . تا تو نخواهي اينجا نمي مانم . بي تو اينجا چه حرفي براي گفتن دارم . تواني نيست در من . هر چه هست در تو هست.

نوشته شده توسط مینو ومهدی در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 ساعت 20:44 موضوع | لینک ثابت
هنوز در رگبار احساساتم تو را دوست دارم
هنوز در سرای خاطراتم تو را به یاد دارم
و به یاد لحظه با تو بودن دیوار تنهایی های غریبانه
سرم را نوازش می کند
و دلم را امید می دهد که آری می شود
به یاد به تو رسیدن تنهایی را لذت بخشید
در این غربت به فکر افتادم چون به تو رسیدم
از درد دل خود بگویم
اما چه بگویم دمی که به تو رسیدم؟!!
این نامه نیست
ناله هم نیست
این سراسر سرنوشت قلبی شکسته و نا امید است
که با وجود تمام ناامیدی در این دنیا به تو امید بسته است
این بهانه ای است برای گفتن خوبی هایی که می تواند باشد
ولی افسوس که قضاوت های نا عادلانه
آنها را به خاکبندان مهربانی برده است...
آن خوبیهایی که برای آنها آفریده شده ایم
و جز مهر و محبت وظیفه ای دیگر نداریم
ولی افسوس به حال انسانها
که محبت را در چیزهایی می بینند
که چون به آنها رسیدند
به تنها چیزی که نمی اندیشند
همین مهر است و محبت .. 
نوشته شده توسط مینو ومهدی در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386 ساعت 21:5 موضوع | لینک ثابت
قلب تو نبض من است و نگاه من دریچه ی چشمان تو می گذرد
وآوای نالانم با صدایت رنگ می گیرد
و احساس بودنم از وجودت بر می آید و با هر تپش ثانیه ها ، تو را عمیق تر می خوانم ،پس چرا
هنگام رفتن نگفتی که من هم چشمانم را ببندم.


نوشته شده توسط مینو ومهدی در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 ساعت 9:53 موضوع | لینک ثابت
به نام خدا
عشق هر جا رو کند آنجا خوش است
گر به در یا افکند دریا خوش است
گر بسوزاند آتش دلکش است
ای خوشا این دل که در این آتش است


نوشته شده توسط مینو ومهدی در جمعه یازدهم اسفند 1385 ساعت 10:49 موضوع | لینک ثابت
چند نکته ی آموزنده
آموخته ام که هر جا حقی از من نادیده می گیرند حقی از دیگران را ضایع نکنم.
آموخته ام اگر ازهرچیز بهترینش را ندارم ولی از هرچه که دارم بهترین استفاده را ببرم.
آموخته ام بیش از اینکه دیگران رامرا بفهمند دیگران را درک کنم .
آموخته ام که تلاش ارزان ترین راهی است که می توان با آن نگاه را وسعت بخشید.
آموخته ام که هیچ روز ی مثل امروز بارزش نیست.
آموخته ام که زیاده گویی نشانه ناشنوای است .
واینکه آموخته ام که زندگی مثل نقاشی است با این تفاوت که درآن از پاک کردن خبری نیست.
وبه خاطر بسپاریم که:
اگر کودکی با احساس ترحم زندگی می کند،می آموزد که احساس بدبختی است .
دو چیز است که جزای آن را در دنیا می دهند ،ظلم و بد رفتاری با پدر ومادر.
فردا روزنامه ای است که مقالات آن را دبیر تقدیرمی نویسد.
قلب بشر مانند مزرعه است تا می توانی سخنان خوب در آن بکاریم که اگر تمام آنها نروید یک قسمت آنها خواهد رسید.
فرصت زیاد است اما اگر کسی آن را بشناسد ،کم است .
زبان چون درنده ا ی است که اگر رهایش کنی ، اول تو را می گزد .
انسان ممکن است به یک دلیل بخندد، ولی فقط یک دلیل کافی است تا او را بگریاند.
در هر نزاعی آنان که صدایشان بلند تر است ، معرفتشان کمتر است.
نوشته شده توسط مینو ومهدی در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385 ساعت 20:28 موضوع | لینک ثابت
به نام خدا
امروز پنجشنبه است خیلی دلم گرفته است به ااین امید نشسته ام که شاید همین فردا بیای.
به مسافر جاده های انتظار حضرت مهدی (عج)
مسافر سالهای انتظار در کجا سیر می کنی جانم فدایت که باید پنهان از دیدگان باشی. قسم به آن گنبد آبی رنگ و گلدسته هایش وآنجا که درآخرین لحظه های حضورت ، میزبان تو بود ،این که کره ی خاکی به یمن قدوم مبارکت هنوز پابرجاست وعاشقانت پس از گذر قرتها همچنان برای دیدن روی همچون یوسفت لحظه شماری می کنند کاش ای یوسف زهراتو بیایی و دعاهای شبانه ی منتظرانت را اجابت کنی.

تنها به این امید زنده ام که شایدفردا بیای مهدی جان.

به موعد عاشقان ،حضرت مهدی (عج)
آشفته ام از بی خیالی های گذر زمان از عبور ثانیه ثانیه هاوتمام شدن دنیا ونیامدن تو،ای تک مرواریدصدف وجودمرا در یاب وبیا باران مهر بر آسمان خیالم بباران.

نوشته شده توسط مینو ومهدی در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385 ساعت 14:47 موضوع | لینک ثابت
پرستش
پروردگارا، وقتی جهان هستی با آن عظمتش و فرشتگان با میلیاردها سال عبادتشان در محضرتوسر افکنده اند ،من چگونه تو را بسرایم ؟ پروانه وجودم را به باغ یاد تو پر می دهم .
مرا سیراب کن از مهربانیت!

رازدل
گوش کن تا من بگویم راز دل
قصه ی آهنگ های ساز دل
عشق را با تو حکایت می کنم
از غم دوری روایت می کنم
تا به کی از دوریت زاری کنم
از جدایی ها عزاداری کنم.

اما افسوس
صدای پايت خوشی آهنگ بود برايم
عميق تر از مثنوی
سکوتت ،گوياترين نجواهای عاشقانه
و نگاهت صميمی ترين پيوند
اما افسوس...

نوشته شده توسط مینو ومهدی در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385 ساعت 17:19 موضوع | لینک ثابت
به نام تنها کشیش کلیسای عشق.
عشق فقط گفتن نیست بلکه سکوت ودیدن است.

در قلب تو همیشه زنده ام
از عشق تا نفرت
از هستی تا مرگ
از آینه تا آب
از رویا تا خواب
قلبم را به تو می دهم
و با قلب تو می تپم.

نوشته شده توسط مینو ومهدی در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385 ساعت 16:9 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها